وبلاگ اوارشک یک ساله شد

 وبلاگ اواشک یک ساله شد.

دوستان، عزیزان ، همراهان گرامی و ارجمند در هر جای دنیا که هستید خوش و خرم و سلامت باشید اکنون یک سال است که با وبلاگ اوارشک دریچه ای را گشوده ایم تا به این بهانه با هم باشیم و اوارشک عزیز را پاس بداریم و با هم باشیم و هدف ما گرامی داشتن و زنده نگه داشتن یاد و خاطر ه هاست و می دانیم که ما نمی مانیم ولی اوارشک می ماند و دنیا می ماند و ما نمی مانیم و تنها خاطره ها و یاد ها می مانند. همچنان با ما باشید نظر بدهید و مطالب خود را شامل بیان احساسات راجع به اوارشک و داستان ها و خاطره ها و عکس ها ی اوارشک را و هر گونه مطالب دیگر را جهت استفاده و درج در وبلاگ با نام خودتان به ایمیل وبلاگ و به بخش نظرات ارسال کنید . از همه ی عزیزانی که مارا در این راه حمایت می کنند. و مطلب ارسال می نمایند سپاسگزاریم سعی می کنیم باز هم با مطالب مفید در خدمت خوانند گان محترم وبلاگ باشیم. به مناسبت یک ساله شدن وبلاگ اوارشک هدیه ای برای شما عزیز ان داریم و آن فال حافظ است . برای فال حافظ اینجا را کلیک کنید.فال حافظ

زنده و پاینده باشید درود بر شما و درود بر اوارشک همیشه جاویدان

نظر یا دتون نره نظراتون مارو دلگرم می کنه!

مراسم افتتا حیه ی کانون فرهنگی هنری عروه الوثقی مسجد امام علی (ع) اوارشک

مراسم افتتاحيه كانون فرهنگي هنري عروة الوثقي مسجد امام علي(ع) اوارشك

روز  شنبه 23 خرداد 1388 روز بسيار مبارك و خجسته و به ياد ماندني براي اوارشك بود. در اين روز همزمان با خجسته ميلاد باسعادت حضرت فاطمه زهرا(س)  شاهد جشن مراسم افتتا حيه كانون فرهنگي هنري عروة الوثقي مسجد جامع امام علي (ع) اوارشك  بوديم. اين مراسم با حضور جناب آقاي عبداللهي مسئول دبير خانه هماهنگي كانون مساجد استان خراسان رضوي ، آقاي بقراط به نمايندگي از جناب آقاي مهندس نقوي زاده مدير عامل شركت عمران شهر جديد بينالود ، جناب آقاي حجت الاسلام قربانزاده به نمايندگي از جناب آقاي سيادت مدير عامل ايران خودرو خراسان و جناب آقاي حجت الا سلام  نوروزي  رئيس شوراي بخش احمد آباد به نمايندگي از بخشدار احمد آباد و با حضور هيئت امناي مسجد امام علي (ع) اوارشك و جمع كثيري از بزرگان و جوانان و خانواده هاي محترم اوارشك و بينالود در ساعت 18 عصر روز شنبه 23 خردادماه  و مسئولين كانون در محل حسينيه ي بزرگ اوارشك كه همراه با جشن ميلاد حضرت زهرا (س) و مداحي جناب آقاي هادي نامور برگزار شد.

كانون فرهنگي – هنري عروة الوثقي در پي اقدامات هيا ت امنائ مسجد و امام جماعت جناب آقاي قربانزاده و پيگيري فرهنگيان عزيز اوارشك و ديگر علاقه مندان ، پس از تكميل اساسنامه و ارسال مدارك لازم با تاييد وزارت ارشاد اسلامي در تاريخ 87.12.27 رسما به ثبت دبيرخانه كانونها رسيده است. مدير مسئول كانون جناب آقاي حسين اسماعيل زاده و هيات مديره كانون متشكل از 5 نفر: آقايان حسين عفيفه ، تقي رفيعي ، صادق رفيعي ، قربانعلي فدايي و خانم خديجه عفيفه مي باشند. آقايان مهدي اسماعيل زاده و حبيب فدايي به عنوان رابطين كانون و آقايان مهدي فدايي و محمد شهامي به عنوان بازرسين كانون انتخاب شده اند و همچنين آقايان حيدر رفيعي و محمد رضا رفيعي ناظرين كانون مي باشند.كليه ي علاقه مندان خواهران و برادران در تمام مقاطع سني مي توانند در چارت سازماني كانون عضويت داشته و فعاليت نمايند و از امكانات كانون بهره مند شوند.

ركن اصلي كانون، مسجد امام علي (ع) هيا ت امنا ئ مسجد و امام جماعت مسجد مي باشد. تمام فعاليت هاي مذهبي – فرهنگي – هنري – ورزشي و غيره را مي تواند در بر بگيرد كه بايد به نام مسجد باشد. پشتيبان و ناظر اصلي كانون ، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي و دبير خانه كانونهاي مساجد مي باشد. كتابخانه ي شهيد بهشتي اوارشك ركن اصلي مسايل فرهنگي بوده و در اجراي امور فرهنگي نقش اصلي را خواهد داشت . با تشكر از كليه ي عزيزاني كه در اين راه  تلاش نمودند . اين امر مهم را به مردم شريف اوارشك تبريك عرض مي نماييم. در حال حاضر در تابستان ۸۸ جهت گذراندن اوقات فراقت خانواده ها در اوارشک با همت مسئولین کانون کلاسهای آموزشی : هلال احمرِ و زبان انگلیسی و قرآن و نقاشی در حال برگزاری است که با استقبال خانواده ها و قشرهای مختلف مردم قرار گرفته است.

با تو جه به نيازهاي مالي كانون جهت ارائه ي خدمات فرهنگي و آموزشي و برگزاري كلاسهاي آموزشي مورد نياز جوانان و نوجوانان و خانواده هاي محترم ، كانون از حمايت و كمكهاي مالي خيرين محترم استقبال مي كند درا ين راستا جهت دريافت كمكهاي مردمي و خيرين عزيز شماره حساب كانون ارايه مي شود.

شماره حساب :

54943۶۴۷۸۸ بانك تجارت شعبه مركزي- به نام كانون فرهنگي و هنري عروة الوثقي مسجد جامع امام علي (ع)اوارشك

باور

باور

من باور دارم ...
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست ندارند نيست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نيز به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست دارند نمى‌باشد.
من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و صميمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما بايد بدين خاطر او را ببخشيم.
من باور دارم ...
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترين فاصله‌ها. عشق واقعى نيز همين طور است.
من باور دارم ...
که ما مى‌توانيم در يک لحظه کارى کنيم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.
من باور دارم ...
که زمان زيادى طول مى‌کشد تا من همان آدم بشوم که مى‌خواهم.
من باور دارم ...
که هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زيبا و دوستانه ترک گويم زيرا ممکن است آخرين بارى باشد که آن‌ها را مى‌بينم.
من باور دارم ...
که ما مسئول کارهايى هستيم که انجام مى‌دهيم، صرفنظر از اين که چه احساسى داشته باشيم.
من باور دارم ...
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم، نگرش و طرز فکرم مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.
من باور دارم ...
که قهرمان کسى است که کارى که بايد انجام گيرد را در زمانى که بايد انجام گيرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پيامدهاى آن.
من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داريم در مواقع پريشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آيند و ما را نجات مى‌دهند.
من باور دارم ...
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا اين به من اين حق را نمى‌دهد که ظالم و بيرحم باشم.
من باور دارم ...
که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشته‌ايم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ايم بستگى دارد نه به اين که چند بار جشن تولد گرفته‌ايم.
من باور دارم ...
که هميشه کافى نيست که ديگران ما را ببخشند، گاهى بايد ياد بگيريم که خودمان هم خودمان را ببخشيم.
من باور دارم ...
که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ايستاد.
من باور دارم ....
که زمينه‌ها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.
من باور دارم ...
که نبايد خيلى براى کشف يک راز کند و کاو کنم، زيرا ممکن است براى هميشه زندگى مرا تغيير دهد.
من باور دارم ....
که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند و دو چيز کاملاً متفاوت را ببينند.
من باور دارم ...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسيم تغيير يابد.
من باور دارم ....
که گواهى‌نامه‌ها و تقديرنامه‌هايى که بر روى ديوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.
من باور دارم ...
که شما بايد اين متن را براى کسانى که بهشان باور داريد بفرستيد. مثل همين کارى که من کردم.
«شادترين مردم لزوماً کسى که بهترين چيزها را دارد نيست
بلکه کسى است که از چيزهايى که دارد بهترين استفاده را مى‌کند.»

نظر یادتون نره . نظراتون مارو دلگرم می کنه.!

 


نظام اربابي و كدخدايي تا نظام مردمي و شورايي در اوارشك

تاريخ – نظام اربابي و كد خدايي تا نظام مردمي و شورايي در اوارشك

بر اساس شواهد و قرائن و نظرات بزرگان اوارشك  همواره  احترام به بزرگان به اصطلاح نظام ريش سفيدي در بين مردم اوارشك از اعتبار خاصي برخوردار بوده است و از ابتدا ي بناي قلعه ي اوارشك كه شرح آن را قبلا داده ايم حتي در هنگام بناي آن قلعه ي قديم كارها و امور به صورت مشورتي و نظر بزرگان صورت گرفته است با گذشت زمان و با شكل گرفتن نظام اربابي و رعيتي و و جود مالكان بزرگ در روستاها اربابان بر مردم حكمراني مي كردند و همواره حرف اول را مي زدند. در اوارشك حدود 50 يا 60 سال پيش و قبل از اجراي قانون اصلاحات ارضي ، نظام اربابي در اوارشك حاكم بوده است. فردي به نام مرحوم ارباب علي آقا معروف به علي آقاي جواد كه از خان ها و اربابان و مالكان بزرگ آن روزگار بود در اوارشك اربابي مي كرد. خاطرات و گفته هاي زيادي راجع به وي از سوي بزرگان و پدر بزرگها و مادر بزرگها نقل مي شود. محل سكونت وي در اوارشك در جنب جوي آب بود كه در جلوي منزل وي باغ بزرگي بوده و درختان سپيدار بسيار بلندي در جلوي منزل وي معروف به درختان سپيدار علي آقا ( د دال علي  آقا ‌) وجود داشت. منزل وي در اوارشك امروزي نيز قابل مشاهده است. كه داراي دو طبقه ي بزرگ به همان شكل قديمي كه با گل سا خته شده است و سقف آن چوبي مي باشد  ولي باغ  آن و درختان سپيدار بزرگ  آن ديگر و جود ندارد . ارباب علي آقا هميشه سوار بر اسب وبا كلاهي دوره دار بر سر ، از كوچه ها مي گذشت و گاه و بيگاه  به مردم فرمان مي داد و فرمان وي بايد اجرا مي شد. وي قدي بلند داشت و هميشه كلاهي دوره دار بر سر داشت.

اربابان هميشه از دسترنج مردم و رعيت سود مي بردند و گاهي حتي بر مردم زحمتكش و رنجديده ظلم مي كردند. با اجراي قانون اصلاحات اراضي رعيت ها و دهقانان زحمتكش از زير بار ظلم اربابان نجات يافتند و با كشاورزي و كار شبانه روزي و تلاش زياد و با آباد كردن اراضي و زمينهاي كشاورزي زندگي خود را مي گذراندند. در حكومت اربابي ، ارباب حرف اول را مي زد و همه ي امور تحت نظارت وي بود ولي به تدريج در اوارشك نظام ريش سفيدي و بزرگ منشي شكل گرفت . مرحوم حسين رفيعي معروف به حسين رئيس بزرگ اوارشك بود و مردم براي وي احترام خاصي قائل بودند و با درايت و تدبير خويش به حل اختلافات و مشكلات مردم مي پرداخت حتي از اطراف اوارشك نيز به وي مراجعه مي كردند. سپس فرزند وي جنا ب آقاي حاج كربلايي امير رفيعي كدخداي اوارشك شد كه نمايند ه ي رسمي دولت در اوارشك بود و در دفتر مخصوص كدخدا امور رسمي و امور روستا و اختلافات و مشكلات را حل مي نمود و ايشان همواره از احترام خاصي در نزد مردم اوارشك برخوردار بوده است و خدمات زيادي را به اوارشك ارائه نمود و ساليان سال به عنوان مرد بزرگ اوارشك مطرح بوده است. همچنين فرزند ايشان جناب آقاي حاج عباس رفيعي به عنوان شورا سالهاي متمادي تلاشهاي فراواني جهت عمران و آباداني اواشك نمود و در واقع به عنوان مردي از ديار خاندان بزرگ رفيعي به اوارشك خدمت نمود.

همچنین در اوارشک در آن زمان مکانی به نام خانه ی انصاف قرارداشت که محلی شبیه شورای حل اختلاف امروزی بود و در آن به حل و فصل اختلافات می پرداختند و در واقع همانطور که از نام آن بر می آید مکانی جهت پرداختن عادلانه به امور اختلافی بین مردم بود و در آن عدالت و انصاف رعایت می شده است به هر حال این مکان در محل ساختمان شرکت تعاونی اوارشک بوده و رئیس آن مرحوم حاج ذوالفقار تاجی بوده است.

پس از استقرار نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران نظام مردمي و شورايي در اوارشك شكل گرفت و امور عمومي از طريق نمايندگان مردم در شوراي اسلامي كه با راي مستقيم مردم انتخاب مي شوند پيگيري مي شود. در دوره هاي مختلف حضور شوراهاي اسلامي در اوارشك افراد فعال و زحمتكش زيادي خدمات عمومي به مردم ارائه داده اند و در پيشرفت و آباداني و اجراي طرحهاي عمران اوارشك سهم داشته اند كه از همه ي اين عزيزان قدرداني و تشكر مي نماييم . و در حال حاضر نيز اعضاي محترم شوراي اسلامي اوارشك تلاشهاي زيادي در جهت پيشبرد امور عمومي و اجراي طرحهاي عمراني و آباداني مختلف به عمل مي آورند.

در طول حضور شوراها در بين مردم و در دوره هاي مختلف افراد پرتلاش و موفق و بزرگواري به عنوان شورا در اوارشك خدمت نموده اند كه از همه ي اين عزيزان تشكر و قدرداني داريم كه اوارشك تا به امروز با تمامي امكانات عمومي و محيط مناسب زندگي مديون زحمات و تلاشهاي بي دريغ آن عزيزان بوده است. در حال حاضر بزرگواراني به عنوان شوراي اسلامي اوارشك مشغول خدمت وتلاش و دفاع از حقوق عمومي مردمان ديار اوارشك هستند. در اين دوره شوراي اسلامي اوارشك مجهز به يك دستگاه رايانه و چاپگر ويك دستگاه فاكس هستند و به اين ترتيب كارهاي مردم و نامه نگاريها را به سرعت و به صورت نظم خاص و با استفاده از تكنولوژي روز انجام مي دهند.در حال حاضر اعضاي محترم شوراي اسلامي اوارشك اين عزيزان هستند:

جناب آقاي حسين اسماعيل زاده ( رئيس شورا ) – جناب آقاي حاج عيسي كاظم زاده – جناب آقاي حسين كلامي – جناب آقاي عباسعلي براتي – جناب آقاي مهدي اسماعيل زاده

براي اين عزيزان آرزوي توفيق داريم و تلاش اين عزيزان را در خدمت صادقانه به مردم اوارشك مي ستاييم..  درود بر اوارشك نظر یادتون نره. نظراتون مارو دلگرم می کنه! 

سه قطره

سه قطره

قطرات سه گا نه

روزی هنگام سحرگاهان رب النوع سپیده دم از نزدیکی گل سرخ شکفتهای می گذشت . سه قطره آب بر روی برگ گل مشاهده نمود  که او را صدا کردند .

 رب النوع :چه می گویید ای قطرات درخشان؟     قطرات : می خوایم در میان ما حکم شوی .

 رب النوع  :  مطلب چیت ؟         قطرات : ما سه قطره ایم . می خواهیم بدانیم كى بهتریم .

            رب النوع :اول تو خودت را معرفی کن .     یکی از قطرات جنبشی کرد ه گفت  : من از ابر فرود آمده ام  . من دختر دریا  و نماینده اقیانوس مواجم  . قطره دومی گفت  : من ژاله پیشرو بامدادم  . مرا مشاطه صبح و زینت بخش ریاحین  و از هار می نامند .

   رب النوع  : دختر ک من ! تو کیستی ؟ قطره سوم : من چیزی نیستم . من از چشم دختری افتاده ام . نخستین بار تبسمی بودم   .         مدتی دوستی نام  داشتم . اکنون اشک نام دارم  . دو قطره اول پس اشنیدن این سخنان خندیدند. اما رب النوع قطره سوم را به دست گرفت  و گفت : هان !به خود باز آیید و خود ستایی ننمایید . این از شما پاکیزه تر و گران بها تر است .                              

قطره اول گفت  : من دختر دریا هستم .       قطره دوم  گفت : من دختر آسمانم .

رب النوع گفت  : چنین است  اما این بخار لطیفی است که از قلب بر خواسته است و از مجرای دیده فرود امده است  .پس با ارزش تر است . این بگفت و قطره اشک را مکید و از نظر غیب شد .                                                                                     

                                                                           تریللو  شاعر ایتالیایی

نظر یادتون نره. نظراتون مارو دلگرم می کنه!

از مشكلات سكويي بسازيم براي صعود

از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود

کشاورزی الاغ پیری داشت که یه روز اتفاقی میفته تو ی یک چاه بدون آب . کشاورز هر چه سعی کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بیرون بیاره . برای اینکه حیون بیچاره زیاد زجر نکشه کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتن چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر بمیره و زیاد زجر نکشه . مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاکهای روی بدنش رو می تکوند و زیر پاش می ریخت و وقتی خاک زیر پاش بالا می آمد سعی میکرد بره روی خاک ها . روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا اومدن ادامه داد تا اینکه به لبه ی چاه رسید و بیرون اومد .

مشکلات زندگی مثل تلی از خاک بر سر ما میریزند و ما مثل همیشه دو اتنخاب داریم . اول اینکه اجازه بدیم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود

 درود بر شما. پاینده و زنده و شاد باشید.

نظر یادتون نره. نظراتون مارو دلگرم می کنه.!

رسم و رسومات : آيين عروسي - از گوسفند كشي تا نارزني

رسم و رسومات ( آيين عروسي- از گوسفند كشي تا نارزني)

مراسم عروسي در اوارشك همواره با شادي و شادماني و شراكت همه ي اهالي با نظم و رسومات ويژه برگزار مي شده است. و گاهي تا يك هفته نيز طول مي كشيده است. استقبال از مراسم عروسي با رسم گوسفند كشي چند روز قبل از عروسي شروع مي شد. اقوام و آشنايان جهت انجام گوسفند كشي دعوت مي شدند وبا شيريني خوري اين مراسم را شروع مي كردند. سپس تمام فاميل عروس و داماد به اتفاق يكديگر به خريد ويژه ي عروسي مي رفتند وبا نظر يكديگر خريد ويژه ي عروس و داماد را انجام مي دادند. سپس در دو روز قبل از عروسي بزرگان روستا و فاميل را براي مراسم كاغذ نويسي يا همان نوشتن كارتهاي دعوت و تهيه ي ليست ميهمانان دعوت مي كردند و اين مراسم نيز در حضور جمع انجام مي شد. شب عروسي و حنابندان تمام اهالي اوارشك به شام عروسي دعوت مي شدند و سپس با حضور داماد و ميهمانان در جشن ويژه ي حنابندان شركت مي كردند. دو نفر تازه داماد در كنار داماد جديد به عنوان ساقدوش مي نشستند و پس از مراسم قند شكني و پخش قند و شيريني حنابند ان را انجام مي دادند كه اين مراسم به همين صورت در منزل عروس نيز انجام مي شود. در پايان شب جوانها به منزل پدر داماد مي رفتند و در كنار داماد بازي گل يا پوچ مي كردند و با خوشي و شادماني آن شب را مي گذراندند.  صبح روز بعد داماد به حمام مي رفت و سپس جوانان به اتفاق ميهمانان و بزرگان روستا با مراسم شاد باشي و جشن و سرور داماد را استقبال مي كردند و به محل ويژه ي مراسم عروسي مي رفتند و تاظهر جشن عروسي ادامه پيدا مي كرد در پايان مراسم قبل از نهار مراسم خواندن رباعي در پاي تخت داماد و احضار اهالي و ميهمانان و قوم و خويشان به پاي تخت داماد جهت روبوسي با داماد و دادن هديه ي ويژه ادامه مي يافت و نام هر كسي كه خوانده مي شد به پاي تخت داماد مي آمد و هديه ي خود كه شامل گوسفند ، يا هديه اي ديگر در حضور همه به داماد  مي داد . دراين مراسم داماد را قبله ي عالم و يا پادشاه مي ناميدند و كسي كه هديه را مي داد به اصطلاح جريمه مي شد و اين پايان مراسم قبل از ناهار بود كه با صرف چاي و شيريني و دادن يك تكه قند عروسي به همه ي حاضران جهت صرف ناهار موقتا پايان مي يافت . ناها در آن روز و يژه ي ميهمانان اطراف وبرخي اقوام بود و پس از صرف ناهار نوبت به مراسم بدرقه و همراهي عروس وداماد به منزل مشترك ( عروس كشي ) بود. داماد به اتفاق همراهان به خانه ي عروس مي رفتند داماد با خانواده ي عروس خداحافظي مي كرد و سپس پدر ومادر عروس به روبوسي داماد مي آمدند. سپس داماد با همراهان خود راه مي افتاد به سوي خانه ي محل زندگي خود و زنان نيز از پشت سر جمعيت مردان ، عروس را همراهي مي كردند و در بين راه مراسم نارزني انجام ميشد. سه يا چهار عدد سيب قرمز بزرگ يا انار بزرگ در جيب داماد مي گذاشتند و سپس كنار داماد صف مي كشيدند و به اصطلاح كوچه درست مي كردند و همه با هم اين آواز را مي خواندند:

" سر را كنار را داماد مي خواد نار بزنه    گل سرخ انار سرخ به دامن يار بزنه  "

و پس از هورا و شباش كشيدن داماد بر مي گشت و سيب ها يا انارها را از بالاي سر عروس پرتاب مي كرد و سپس دوباره به سوي خانه ي داماد راه مي افتادند . در جلوي خانه ي داماد، دست عروس را در دست داماد مي گذاشتند و سپس زنان آنها را به خانه ي داماد همراهي مي كردند و به اين ترتيب عروس و داماد پاي به زندگي مشترك گذاشته و با شادماني زندگي خويش در آغاز مي كردند. امروزه نيز برخي از اين مراسم پابرجاست كه به مرور زمان مراسم نارزني حذف شده است و عروسي فقط در يك شب مي باشد و مراسم اهداي هديه به صورت اهداء هديه به صورت اهداء شادباشي به داماد توسط همه ي ميهمانان انجام مي شود و مراسم عروسي از عصر شروع مي شود كه با استقبال از داماد از حمام  شرو ع و تا پايان شب ادامه دارد و به هر حال هنوز هم مانند هميشه همه ي مردم در شادماني يكديگر شريك هستند.

با آرزوي سلامتي و خوشبختي براي همه ي زوجهاي جوان اوارشك . خوشبخت و پيروز و سربلند با شيد. درود براوارشك . يكديگر را پاس بداريم نظر یادتون نره. نظراتون مارو دلگرم میکنه!

دامداري ودامپروري در اوارشك

دامداري و دامپروري در اوارشك

از دير باز به ياد مي آوريم گله هاي گوسفند را كه در دشتهاي سرسبز اوارشك مشغول چرا هستند. به ياد مي آوريم مراسم شيرماني و پشم چيني را در اطراف اوارشك در محل ويژه ي استراحت گله هاي گوسفندان.شغل دامداري و دامپروري پس از كشاورزي دومين كار مردمان ديار با صفاي اوارشك بوده است. هر روز صبح گله هاي گوسفند از چراگاههاي شبانه به روستا باز مي گردند و زنان با دبه هاو ديگچه هاي آماده به استقبال دوشيدن شير از گله هاي گوسفند مي روند. هر گله اي جاي مخصوص دارد. دامداران گوسفندان ميش خود را از گله جدا مي كنند و آنها را به رديف و با طنابهاي آماده از قبل در محلي به نام كوكنه مي بندند و سپس زنها مشغول شيردوشي مي شوند. سپس زنان شيرها را به خانه ي كسي مي برند كه نوبت شيرماني او باشد. يعني در هر روز شيرهاي جمع آوري شده به صورت نوبتي مال يك نفر مي باشد. در آنجا طي مراسمي شيرها را به صاحب شير در آن روز تحويل مي دهند و با استفاده از وسايل مخصوص شير را تصفيه مي كنند و از آن كره ي محلي ، ماست محلي ، كشك يا قروت و دوغ و روغن زرد خوراكي مي گيرند. كه همه ي اين فرآورده هاي دامي محصول زحمات يك ساله ي دامداران و دامپروران اوارشك مي باشد. يكي ديگر از مراسم دامداران پشم چيني مي باشد كه طي مراسم و جشن خاصي برگزار مي شود.

براي همه هي دامداران و دامپروران عزيز روستاي اوارشك آرزوي سلامتي و سربلندي و موفقيت داريم. نظر یادنون نره. نظرانون مارو دلگرم می کنه.!

 

ياد باد آن روزگاران ياد باد

روايت يك صبح زيباي اوارشك- ياد باد آن روزگاران

                          ياد باد آن روزگاران ياد باد

صبح زود با صداي مؤذن مردم با صفاي اوارشك براي نماز بيدار مي شوند و پس از آن براي يك روز ديگر و كار وتلاش آماده مي شوند. صداي كشاورزان و چوپانان و نوجوانان و جوانان از كوچه ها و حياط ها بلند است همه آماده و مهيا ميشوند تا به دشت و صحر ا و مزرعه بروند. صداي زنگ گوسفندان بلند مي شود. و صداي احوالپرسي مردمان ديار با صفا در صبحگاهان به گوش مي رسد. سوار بر چارپايان و با تعدادي گوسفند و بچه اي كه گوسفندان را به جلو مي راند. همه به سوي گندمزارها و جوزارها دشتهاي زيبا جهت چغندر بجا و درو و كشت و كار روان هستند. دشتها پر از مردمان دياري است كه با كار وتلاش شبانه روزي به زندگي با صفا مشغولند و آباداني اين سر زمين را به ارمغان مي آورند و حال در عصر روزي زيباهمه از كار وتلاش بر مي گردند تا روز را به پايان ببرند و به اميد روزي ديگر و روزهاي آينده امشب را به سر برند. هنگام عصر پس از بازگشت از مزارع جهت استراحت و رفع خستگي به سر كاريز مي روند و در آن مكان زيبا با ديدار دوباره ي يكديگر خستگي را از تن مي زدايند و با گفتگو از كار و از زندگي شادي و نشاط را به يكديگر هديه مي كنند.

امشب برخي ار كشاورزان بايد به سر آب (آبگيري) بروند آنها بيل به دست به كنار كاريز مي آيند و سپس به برق و جو( آماده كردن جوي آب ) مي پردازند. برخي مزارع امشب خرمنكوبي است و صداي بلند خرمنكوب فضاي آرام دشت را پر كرده است. اين صدا يعني اينكه حاصل يك سال تلاش مداوم كشاورز به ثمر رسيده است و چه خوش است پايان جمع آوري محصولات.

آري .....................  دشتهاي پر از گندمها و جوزارها ي سرسبز و زيبا  مزارع پر از شلغمو و پر از گلهاي دخترو ، جل هاي در حال پرواز در اوج آسمان در حال آواز ، گله هاي گوسفندان ، صداي زنگ گوسفندان ، صداي به هم خوردن  برگهاي درختان ، جوهاي پر از آب ، سر آب رفتن ، برق و جو كردن ، درو كردن ، علف درو ، چغندر بجا، خرمنكوبي ، جمع آوري پاليزها با توري  و عصر هاي با صفا كنار سر كاريز ......................................

( يا د باد آن روز گاران ياد باد )    نظر یادتون نره. نظراتون مارو دلگرم می کنه.!

خاطره اي از قلعه ي قديمي اوارشك

خاطره اي تاریخی  از قلعه ي قديمي اوارشك

خاطره اي معروف از زمانهاي بناي قلعه ي قديمي اوارشك وجود دارد كه دهان به دهان نقل شده است و اين حكايت توسط يكي از پدر بزرگها نقل شده است كه جالب و شنيد ني مي باشد.

براي ديوار چيني ديوارهاي قلعه دوبنا با هم رقابت داشته اند كه هر دو نيشابوري بوده اند. مي بايست كار ديوار چيني با درايت و با انتخاب ماهرترين بنا به يكي از آنها سپرده ميشد. در آن زمان بزرگان اوارشك با هم مشورت نمودند و قرار بر اين شد تا با انجام يك آزمايش و امتحان عملي يكي از آن دو بنا جهت كار مهم ديوار چيني قلعه انتخاب شوند. در آن زمان جوي آب قنات اوارشك از كنار قلعه ي قديمي در سمت غرب اوارشك روان بوده است. تصميم بر آن شد تا هر كدام از آن بناها توده ي گلي (قوره گل) بسازند كه قرار است ديوارها با ‌آن توده هاي گل سفت شده ساخته شود، وسپس با قرار داده هر كدام از توده هاي گل (قوره گل) در جوي آب هر كدام از توده هاي گل كه 24 ساعت در آب قنات دوام بياورد و از هم نپاشد سازنده ي آن توده ي گل به عنوان بناي اصلي ديوارها باشد و سرانجام توده ي گل(قوره گل) يكي از بناها از آزمايش موفق بيرون آمد و ديوار چيني قلعه به وي سپرده شد . به هر حال با مشاهده ي برج قلعه ي قديمي و قسمتي از ديوار به جاي مانده در كنار آن مي توان دريافت كه نتيجه ي كار با درايت و هوشمندانه و كار داراي حساب وكتاب ماندگاري و دوام آن است. مردم اوارشك هميشه كارشان را با حساب وكتاب و با درايت كامل و هوشمندانه انجام مي دهند.  

 درود بر شما و درود بر اوارشك هميشه جاويدان    يكديگر را پاس بداريم.

نظر یادتون نره. نظراتون مارو دلگرم میکنه.!