گویش (لهجه )محلی اوارشک
گويش ( لهجه ي ) اوارشكي
زبا نها و گويش هاي محلي فارسي جزء ماندگار و ارزشمند فرهنگ هر ديار هستند و همواره به احترام خاصي با آنها برخورد مي شود و از ويژگيهاي اصلي هر قوم و دياري هستند .مردمان ديار اوارشك به زبان شيرين فارسي سخن مي گويند و فارسي زبان هستند. در اين ديار دو گونه گويش وجود دارد. كه اين گويش ها از گويش هاي زيباي خراسان هستند كه در آنها واژه هاي ناب فارسي دري و فارسي قديم و جود داردوبرخی از آنها در اثارشاعر گرانقدر فارسی سعدی شیرین سخن مشاهده می شود. لهجه هاي اوارشك بسيار بسيار زيبا و شيرين و جذاب هستند. گويش اوارشكي شبيه گويش نيشابوري است و گويش ديگر رايج اوارشك كه گويش برادران اهل سنت اوارشك است. نيز از گويش هاي رايج در استان خراسان است كه هر دوي اين گويش ها بسيار زيبا و شيرين هستند . در زير به برخي از واژه هاي اوارشكي و اصطلاحات مو جود در آن اشاره مي شود: جهت آشنايي افراد علاقه مند به گويش اوارشكي و سهولت در تلفظ واژه ها ي اوارشكي از حروف انگليسي در جلوي هر واژه استفاده شده است.
تا بتوني كي : ta butuni ki تا جايي كه ممكن بود ؛ در حد امكان -سو: saw كم آوردن در حساب
سو sew: سيب ، تونل هاي آب زير زميني مس مس :mes mes آهسته انجام دادن كسياري
دبر:d bar پوشيدن لباس د برت كو: de baret koبپوش*ميم :mayom مي خواهم ، دوست دارم.
ام:ama آمد*شو :shaw شب*- هينگو: hingow تكان خوردن و سنگين بودن به يك طرف دبار:d bar گذاشتن غذا روي اجاق ، پختن غذا*خاش : khashمادر زن*- چينگ :ching نوك ؛ منقار: گوشه *- كله كشك :klla kshak سرك كشيدن ، نگاه پنهان *خوسور khusur: پدر زن
رودروسي: ru dr vesi پارتي بازي كردن *حلش :halash وقتش *زر آو( زهر آب) zar ow ادرار
پيله:pila: اصرار كردن *سر آوsar ow : آبياري مزرعه يا باغ *- شباشي : shabashi پولي هنگام دامادي بر سر داماد ميريزند. هدايايي كه شب دامادي به داماد مي دهند - دومرو:dumur دمر؛ به پشت خوابيدن *چراغ برات choragh borat: شبهاي نيمه ي شعبان
تنقل : tanghal: دراز كشيدن و لم دادن\ همشه در يك جابودن *اويست: awist گوشفند باردار؛ حامله
گرماست :gormas: غذاي ويژه ي چوپانان مخلوطي از شير و ماست *استاقastagh:
بري چي ؟ :brey chi براي چه؟ زاچ:zach زني كه بچه زاييده
موجمعه( مجتمع) :mujma: سيني بزرگ مسي كه در روي كرسي مي گذارند.و داخل آن غذا و ميوه يا خوردني و ميوه مي گذارند تا همه خانواده گرد هم آيند وبا يكديگر صرف كنند.
شيرمنيshirmani:شير دوشي از گله براي صاحب شير *دوري :dowri: بشقاب *
سقه: sagha : برف و بوران *پيلته :pilta : فتيله *پيتيل :pitil : خورجين لاستيكي كه چوپانان از آن آب يا شير مي ريزند و آن را روي الاغ حمل ميكنند
سرخنه :sar khana: هواكش. پنجره ي بالاي بام *توموزtumuz: ماه تير * قيل :ghil: قير
نسق: nasagh كشت پاييز *قوسی ghowsi: گندم دیمی که در پاییز کاشته می شود
شوله غزك :shawla ghzak: مترسك كه از آن براي ترساندن پرندگان و دوري از مزرعه هندوانه يا باغ استفاده مي كنند.
كوروك:kuruk مرغي كه روي تخم خوابيده است *لومبين :lumbiyan: خراب شدن ديوار*گماري:gomari نوبت پذيرايي ناهار از چوپانان
چرقدcharghad : روسري *سروق:sarogh پارچه اي كه در آن لباس مي گذارند.*سمروقsamarogh : قارچ*
دوديري:du deri پنچره *- نلي : nali تشك پشمي *پشگلpishgal: مدفوع گوسفند*دورقهdawrogha : رقص محلي دسته جمعي دايره وار که با موسیقی خاص و ساز سورنا اجرا می شود
هوزوم: hozum هيزم *نهنجيلي: nahanjili : ناخن گرفتن *كلتر: kolotar بزرگتر
پيي ين : payiyan : مواظب و مراقب كسي بودن: پاييدن *سقيچ: saghij : آدامس *مپيه :mapaya: مي پايد. مراقب است.
پيه : paya : صداي رعدو برق * شعلبز:shalbez *قلبر : ghelber *چغل chaghal: زبر، سفت ،
عقل كي نيه جن د عذابه : aghl ki neyya jon d azaba : عقل كه نيست جان در عذاب است. اشاره به كسي كه نمي تواند كسي كاري را درست انجام دهد و يا اشتباه انجام مي دهد و خودش را به زحمت مي اندازد و از فكرش براي انجام راحت كار استفاده نمي كند.
م مگم نره او مگه بودوش : mo mogom nara o mga bodosh: ضر ب المثل : يعني كسي اصرار به انجام كاري دارد كه محال و غير ممكن است و معتقد است كه حرف خودش درست است.وبه ديگران توجه نمي كند واصرار به انجام كاري دارد.
از سرين : az sirin به خاطر به علت * پاپيك:papayak: عجله داشتن و دستپاچه بودن *جگا:jaga ظرف: هر گونه ظرف و وسيله براي حمل چيزي * سر آو: : sar ow آب دادن و آبياري مزارع و زمينهاي كشاورزي
كلوو:kla wu موش خرما، حيوان صحرايي قهو ه اي رنگ * جغنه :jeghna : عقاب : پرنده اي گوشتخوار كه به هنگام پرواز درآسمان صداي شبيه جيغ و فرياد دارد.*بزغله ما ر:bezghala mar يك نوع مار * كال kal: رودخانه فصلي مسير آب
كودو تمبل:kudu tembal : آدم تنبل و بيكار*تن معاف:tan moaf: كسي كه تن به كار نمي دهد و به دنبال كار نمي رود.
مسا كتقي :mosa kitighi فاخته، پرنده شگون، از اين پرنده مراقبت ويژه مي شود و از احترام خاصي برخوردار است.
چومبه :chumba كتك ، تنبيه ، وسيله اي براي تنبيه بدني در قديم *فلك flak:: وسيله اي براي تنبيه كه پاها را به آن مي بستند و به كف پاها مي زدند اين وسيله در مكتب خانه هاي قديم به كار مي رفته است.*دلنگو : dlango آويزان
تونگلي:tungili : تنگ گلو \ كوزه*كوخ: kukh حشره *چره: chara چاره ، روبرو*كيليمه : kilima : كلمه ، حرف ، سخن
باي داين bay dayan: بازنده شدن، باختن *كلح:klah سيلي *- شوبوش:shubush : شپش
از خاد فهمين :az khad fahmiyan : متوجه نيست توجه نمي كند * از خادش نمفهمه :az khadesh nemfahma : متوجه نيست فكر نمي كند نمي فهمد
علم خيبيري : alam khibiri مراسم روز 12محرم كه در آن روستاهاي اطراف جهت عزاداري روز سوم شهادت امام حسين همه ساله به اوارشك دعوت ميشوند قدمت اين مراسم بيش از 50 سال است.
زومبور:zumbur ، زمبور *چپ كيدن: chap kidan : واژگون شدن يا واژگون كردن چيزي * كوز: kovaz : حشره سياه موزي كه دز زمينهاي كشاورزي وجود دارد.
چوخت :chukht سقف *چپه:choppa ، برعكس *سر كريز: sarkariz : كنار چشمه، وسط و مركز اوارشك كنار چشمه و جلوي مسجد كه به سركاريز معروف است و اوارشكيها در همه جاي دنيا اوارشك را با سركاريزش مي شناسند و همه از آنجا از دير بازخاطرات زيادي دارند.
چقزر:: cheghzer چقدر؟*چوقوك : choghok : گنجشك *كونج kun j: گوشه *دومبله : دنبال، پشت سر dumbala
سر قلعه (سر آبادي) : مرد هر خانه، بزرگ خانوار*سرو نيم سر: بزرگ خانوار و نفر دوم خانوار
پشو : عقب ، پشت *خنه ي پشو: خانه ي عقب ، خانه پشتي *خرمن كووي:خرمن كوبي *ميچيد: مسچد
د مين: de min : در ميان در توي
خنچه : khoncha ، كادوهاي مخصوص داماد، حمل هدايا به وسيله ي سيني هاي كه زنان بر روي سر مي گذارند و روز قبل از عروسي همراه با شادي و مراسم دايره زني به منزل داماد مي برند كه به مراسم خنچه بري معروف است و به هداياي داخل سيني ها كه با پارچه پوشاند شده اند خنچه مي گويند. - ميدون: صحرا، بيرون
بزي : رقص ، بازي bazi
منه: mana : وسيله اي و يا هر ظرفي براي سنجيدن و تقسيم چيزي به ويژه براي تقسيم گندم يا جو در داخل كيسه
دينه dina: ديروز
سرser: سير( واحد اندازه گيري)، سير سبزي، سير آب(واحد اندازه گيري قديمي معادل زمان براي آب كشاورزي)
موقبولmughbul : قشنگ ، زيبا *جيشتjisht : زشت *خلو : kholow پيش قراول، بز نر با شاخهاي بلند كه در جلو گله حركت مي كند.
كوكنه : koknaمحل ويژه ي شير دوشي كه با طناب گردن گوسفندان را به صف مي بندند تا كار شير دوشي با ايست و بدون حركت ميشها انجام شود.
توره :towra تابره ، كوله پشتي *چووشي : چاووشي *ربيعي: ربا عي خواني *قچاقghochchagh: زياد، قوي و تنومند
بغ:begh پس انداز ، اندوخته*خندين: khondiyan با فشار گذاشتن و داخل كردن *نقلnaghl : خبر
چي نقله؟ chi naghla چه خبر است؟ چي شده؟ *پوچه :pucha فاسد شدن ، كپك *چرشوchar shaw: چادر
لور lor : آب دهان ، فرمان ماشين *خدي Khadey : با، به همراه ، به وسيله ي
سينجق sinjegh ، سينه جيغ ، سرما خوردن و گرفتن سينه و صدا به طوري كه صدا از داخل سينه و به صورت خروسي در آيد.
بدر رو bedarraw پيشرفت ، به جلو رفتن مثال: كار بدررو ندره : كار جلو نمي رود كار پيشرفت
ندارد.
لحد:گور،قبر *قچاق (با تشديد چ ):قوي، نيرومند *قلچماق: آدم شر و بد كه ديگران را آزار ميدهد وكتك مي زند
سين جغ: سينه جيغ (در آمدن صدا از سينه) سرما خوردن و گرفتن صدا
ميجري: صندوقچه كوچك كه مدارك وپول ويا اشياء ارزشمند را داخل آن مي گذارند.
چل (چيل): مرز زمين زراعي، نشان روي زمني جهت جدا كردن مرز زمين زراعي از زمين كناري
زمه (زيمه) با تشديد م : برعهده( قباله بر ذمه ي كيست) اين واژه به ويژه در مراسم خواستگاري و تعيين مهريه به كار مي رفت و به هنگام نوشتن قباله ازدواج م تعيين ميزان مهريه از خانواده داماد مي پرسيدند كه : قباله بر ذمه كيست.
مش قرذمه( با ضمه ق و تشديد ميم) : مديون، مسئول مثال: خادته مش قرذمه ي مو نكو: خودت را مديون نكن.
هم(با ضمه ه): بله *هنه: اينجاست *انه: بيان تعجب( با كسره الف و فتحه نون)
هنه(با فتحه ه وكسره نون) : مگه نه؟ *كرا كردن: kora kirdan: ارزيدن ارزش داشتن
كراي koray: ارزش داشتن مثال: كرايي نمنه كي اي خنه ر خرجش كيني: اين خانه ارزش تعمير و هزينه ندارد
اوارشكيهاي عزيز توجه: مو هر چي بلد بيوم از لهجهي شيرينمه براته گوفتم حاله شمام هر چي بلدين بامه ريي كينين تا د اينجي بينويسيم همه بخنن خدا خيرته بته
توجه : درج این مطالب همچنان ادامه دارد
با سلام و عرض ادب به شما اوارشكيهاي عزيز در هر جاي دنيا كه هستيد سرافرازوسربلند باشيد. مي خواهيم اوارشك را پاس بداريم به ياد اجداد و نياكانمان كه روزگاري با تلاش و همت بلند خويش اوارشك را بنا نهادند و برماست كه آن را ارج نهيم و به اوارشكي بودن خود افتخار كنيم.در وبلاگ اوارشك قلعه ماندگار ما با هم خواهيم بود تا اوارشك را پاينده و جاويدان پاس بداريم. اينجا وبلاگ بچه هاي اوارشك است. زنده و پاينده باشيد. درود بر اوارشكيها