آري زندگي زيباست نيكو نگهدارش. عشق من اوارشك

مكتب خانه ي اوارشك در قديم

مكتب خانه ي اوارشك در قديم

قبل از وجود مدارس و نظام رسمي آموزش و پرورش در اوارشك ، مكتب خانه تنها مكان آموزشي در اوارشك بود. دراين مكتب خانه ها آموزش رو خواني قرآن كريم به روش قديمي كه روش هجايي بود رواج داشت .مكتب خانه ها در منازل شخصي بوجود آمدند و در واقع محل خاص و ثابتي نداشت . مردم فرزندان خود را با علاقه ي خاص به مكتب خانه مي فرستادند و كلاسها به صورت مختلط و با حضور دختران و پسران تشكيل مي شد . به معلمي كه در مكتب خانه تدريس مي كرد ملا مي گفتند. ملاها يا معلم هاي مكتب خانه فقط به تدريس قرآن مي پرداختند  حقوق و دستمزد آنها از طرف خانواده ها پرداخت مي شد و تنها معلم و استاد بزرگ مكتب خانه هاي اوارشك مرحوم  حاج كربلايي غلامعلي رستمي بود و نيز كربلايي حاج ربيع هم از معلمان مكتب خانه هاي اوارشك بود. حاج كربلايي غلامعلي رستمي به روش هجايي قرآن را آموزش مي داد و نوجوانان و جواناني كه در مكتب خانه ها درس مي خواندند به

 اصطلا ح داراي سواد قرآني مي شدند و اكثر پدران ومادران ما آموزش قرآن و سواد قرآني  خود را در اين مكتب خانه ها و تحت تعليم استاد رستمي به دست آوردند. روش آموزش بسيار سخت بوده و حتي تنيه بدني نيز براي متعلمين مكتب خانه ها وجود داشته است كه به آن " فلك كردن" مي گفتند كه نوعي تنبيه سخت بود براي كساني كه درسهاي قرآني خود را بلد نبودند يا در يادگيري تنيلي مي كردند.

با تاسيس مدرسه درا وارشك درسال 1342 ( مدرسه ابتدايي آقا مصطفي خميني ره ) نظام آموزش و پرورش رسمي در اوارشك شكل گرفت و به اين ترتيب با ورود دانش آموزان از سنين ابتدايي به مدرسه ، نظام آموزشي مكتب خانه اي در اوارشك به اتمام رسيد. ولي البته مرحوم استاد رستمي همچنان به آموزش قرآن و رفع اشكال در جلسه هاي تلاوت قرآن و به ويژه با تلاش زياد و تعصب خاص در جلسات دوره هاي مقابله قرآن ( قرائت قرآن از ابتدا تا آخر) در ماه هاي مبارك رمضان ، همواره سعي ميكرد تا روش صحيح تلاوت قرآن و قوائد تجويد را به حاضري آموزش دهد و در واقع در اين جلسات به رفع اشكال مي پرداخت. از دوران وجود مكتب خانه در اوارشك خاطرات زيادي نقل مي شود كه در ذهن مادر بزرگها و پدربزرگها ماندگار است و به هر حال ياد آور دوراني است كه تنها مكان گذران اوقات فراقت جهت آموزش و يادگيري براي نوجوانان آن روزگار همين مكتب خانه ها بوده اند.

درود بر شما و درود بر اوارشك هميشه جاويدان- منتظر نظرات ومطالب شما هستيم.

رسم و رسومات(2) بدرقه و استقبال از مسافرين و زائرين

رسم و رسومات – بدرقه و استقبال از مسافرين و زائرين

                     ز آيين نيكان پيشين مگرد

در ديار اوارشك براساس رسمي جاويدان كه به يادگار از اجداد و نياكان و بزرگان اين ديار نسل به نسل پاس داشته شده است. مراسم خاص بدرقه و استقبال از زائرين و مسافرين كربلا و مكه و سوريه مي باشد. كه گوياي گرامي داشتن و پاس داشتن يكديگر است . در اين اجتماع و جامعه ي پرتلاش و با عظمت ديار اوارشك كه سنت ها و آئين بزرگان را گرامي مي دارند. با اعلان عمومي از بلند گو ويا اطلاع قبلي مردم به منزل مسافر مي روند و در آنجا با خواندن رباعي توسط يكي از اهالي و با روبوسي و خداحافظي با مسافر كربلا يا مكه وي را تا محل حركت تا پايين روستا بدرقه مي كنند. در اين مراسم همه ي اهالي و حتي زنان نيز حضور دارند. اين مراسم با صداهاي ماندگار مرحوم سيد علي حسيني ، مرحوم كربلايي غلامعلي رستمي ، و مرحوم حاج كربلايي عبدا لله نديم در هنگام بدرقه يا استقبال به ياد آورده مي شود. در حال حاضر نيز آقاي حسن حميدي و حاج عباس اختري و حسين رفيعي ( حاج رمضان) و ابراهيم دهقاني با خواندن رباعيات ويژه ي اين مراسم به باشكوه بودن مراسم كمك مي كنند. مردم با مسافر خداحافظي مي كنند و حاجات خود را به وي مي گويند و به وي التماس دعا مي گويند.

به هنگام بازگشت كربلايي يا حاجي از مكه يا كربلا يا سوريه با اعلان عمومي و اطلاع قبلي ، مردم به استقبال مسافر مي روند و مراسم با روبوسي و ديدار و احوالپرسي مردم از مسافر شروع ميشود و سپس همگي اهالي وي را تا منزل همراهي مي كنند. در راه منزل با صداي رباعي خواني مداح  با سلام و صلوات بر اهل بيت فضا را معنوي مي سازند و دود اسپند( سبنج) به نشانه ي شادي و جشن بازگشت مسافر ، در فضا ي استقبال به هوا برمي خيزد. در جلوي منزل مسافر با قرباني گوسفند جشن بازگشت را كامل مي كنند سپس همراه با مسافر به منزل وي مي روند و در آنجا از استقبال كنندگان پذيرايي مي شود. در آنجا مردم به گفتگو با مسافر مي پردازند و از وي در باره ي سفر مي پرسند. برخي از اهالي كه درهنگام بازگشت كربلايي يا حاجي در اوارشك نبوده اند پس از بازگشت از كار به ديدار وي مي روند و به اين ترتيب رسم جاويدان بدرقه و استقبال از حاجي يا كربلايي در ديار اوارشك گرامي داشته مي شود كه نشان از پاس داشتن و احترام يكديگر است.با پاس داشتن از رسم ورسومات خويش وبا احترام به بزرگان راه آنها را ادامه دهيم و نيكو زندگي كنيم.

 با درود بر شما وبا درود بر اوارشك عزيز. منتظر مطالب و نظرات شما هستيم.

غذاهاي محلي اوارشك

غذاهاي محلي

زنان ديار اوارشك همواره پا به پاي مردان در كار وزندگي و تلاش از ديرباز شريك بوده اند. و در عرصه ي خانه داري و زندگي نيز با ذوق و سليقه و با عشق و علاقه به زندگي مي پردازند و همراه و هم نوا با مردان روز هاي خوش زندگي را سپري مي كنند. غذاهاي محلي زيادي با سليقه ي زنان ديار اوارشك و با هنر مثال زدني آنها به يادگار مانده است. اگر به ديار با صفاي ما ميهمان شديد از غذاهاي محلي و دست پخت زنان ديار ماندگار ما در مراسم و در ميهماني ها بهره مند خواهيد شد.

1. بلغور  : مخلوطي از گندم و ديگر حبوبات بسيار خوشمزه و مقوي كه معمولا به عنوان غذاي نظري و عمومي پخت مي شود

2. بلغور شير: غذايي بسيار خوشمزه و مقوي با استفاده از مخلوطي از بلغور ساخته شده از مخلوط گندم و شير كه غذاي ويژه ي زمستان است .كه معمولا از سيب زميني يا شلغم نيزدر آن استفاده مي شود.همچنين با استفاده از تركيب بلغور شير و برنج غذايي با عنوان پلو بلغور شير پخت مي شود.

 3. شروا :  غذايي سوپ مانند با تركيبي از حبوبات كه معمولا براي بيماران پخت مي شود و بسيار خوشمزه است.

 4. شوله : غذايي با تركيب حبوبات  به ويژه عدس و گوشت و چربي  كه هم در خانه و هم به عنوان غذاي عمومي از قديم الايام پخت مي شده است. كه بسيار خوشمزه مي باشد.

 5. قروتي : با استفاده از فرآورده ي دامي  قروت و با تركيبي از روغن سرخ شده و همراه با سبزي و بادمجان  ميل مي شود كه بسيار خوشمزه و مقوي بوده و در فصل بهار و تابستان در منازل به عنوان ناهار توسط زنان آماده و صرف مي شود.

 6. حليم  : يكي از غذاهاي معروف محلي اوارشك حليم اوارشكي مي باشد. كه اين غذا با مخلوطي از گوشت كوبيده و گندم كوبيده درست مي شود و به همراه خورش معروف به" محرا " ميل مي شود. كه معمولا اين غذا به عنوان غذاي عمومي و براي جمعيت زياد پخت مي شود كه با زحمت فراوان تهيه و آماده مي شود به ويژه در مراسم  معروف " علم خبري اوارشك " در 12 محرم هرساله با استفاده از اين غذا از هزاران نفر ميهمان در اين مراسم پذيرايي مي شود.

7. اماج كما ج :  غذاي نذري مخصوص سه شنبه ها كه در هر روز سه شنيه زنان با برپايي ديگ اماج وبا كمك يكديگر آنرا پخت مي كنند و هنگام ظهر به تمام خانه ها مي فرستند . روزهاي سه شنبه ي هر هفته سفره هاي ناهار در خانواده هاي اوارشك با اين غذا مزين مي شود.

8. شيره و روغن :  اين غذا ويژه ي صبحانه ي روز هاي زمستان  است كه با تركيب شيره ي انگور و روغن سرخ شده تهيه و پخت مي شود كه بسيار مقوي و مخصوصا براي روز هاي سرد زمستان مناسب مي باشد.

9. پلو غشتلي : غذاي محلي و مقوي با تركيب برنج و آش رشته كه به نام محلي پلوي غشتلي معروف است

۱۰. شیر برنج: غذایی بسیار ساده و مقوی و لذت بخش که در تمام فصلهای سال تهیه می شود که با استفاده از برنج وشیر تهیه می شود سپس می توان آن را با ترکیب شکر و یا شیره ی انگور میل نمود.

با درود بر شما وبا درود بر اوارشك جاويدان. منتظر مطالب ونظرات شما هستيم.

داستان كوتاه متشكرم. اثر آنتوان چخوف

متشکرم

 داستان كوتاه متشكرم اثر آنتوان چخوف

همين چند روز پيش، «يوليا واسيلي ‌‌‌‌اِونا » پرستار بچه‌‌‌هايم را به اتاقم دعوت كردم تا با او تسويه حساب كنم . به او گفتم: بنشينيد«يوليا واسيلي ‌‌‌‌‌اِونا»! مي‌‌‌‌دانم كه دست و بالتان خالي است امّا رودربايستي داريد و آن را به زبان نمي‌‌‌آوريد. ببينيد، ما توافق كرديم كه ماهي سي‌‌‌روبل به شما بدهم اين طور نيست؟  -   چهل روبل . -   نه من يادداشت كرده‌‌‌‌ام، من هميشه به پرستار بچه‌‌هايم سي روبل مي‌‌‌دهم. حالا به من توجه كنيد. شما دو ماه براي من كار كرديد. -   دو ماه و پنج روز -   دقيقاً دو ماه، من يادداشت كرده‌‌‌ام. كه مي‌‌شود شصت روبل. البته بايد نُه تا يكشنبه از آن كسر كرد. همان طور كه مي‌‌‌‌‌دانيد يكشنبه‌‌‌ها مواظب «كوليا» نبوديد و براي قدم زدن بيرون مي‌‌رفتيد.  سه تعطيلي . . . «يوليا واسيلي ‌‌‌‌اونا» از خجالت سرخ شده بود و داشت با چين‌‌هاي لباسش بازي مي‌‌‌كرد ولي صدايش درنمي‌‌‌آمد. -   سه تعطيلي، پس ما دوازده روبل را مي‌‌‌گذاريم كنار. «كوليا» چهار روز مريض بود آن روزها از او مراقبت نكرديد و فقط مواظب «وانيا» بوديد فقط «وانيا» و ديگر اين كه سه روز هم شما دندان درد داشتيد و همسرم به شما اجازه داد بعد از شام دور از بچه‌‌‌ها باشيد. دوازده و هفت مي‌‌شود نوزده. تفريق كنيد. آن مرخصي‌‌‌ها ؛ آهان، چهل و يك‌ ‌روبل، درسته؟ چشم چپ «يوليا واسيلي ‌‌‌‌اِونا» قرمز و پر از اشك شده بود. چانه‌‌‌اش مي‌‌لرزيد. شروع كرد به سرفه كردن‌‌‌‌هاي عصبي. دماغش را پاك كرد و چيزي نگفت. -   و بعد، نزديك سال نو شما يك فنجان و نعلبكي شكستيد. دو روبل كسر كنيد .فنجان قديمي‌‌‌تر از اين حرف‌‌‌ها بود، ارثيه بود، امّا كاري به اين موضوع نداريم. قرار است به همه حساب‌‌‌‌ها رسيدگي كنيم. موارد ديگر: بخاطر بي‌‌‌‌مبالاتي شما «كوليا » از يك درخت بالا رفت و كتش را پاره كرد. 10 تا كسر كنيد. همچنين بي‌‌‌‌توجهيتان باعث شد كه كلفت خانه با كفش‌‌‌هاي «وانيا » فرار كند شما مي‌‌بايست چشم‌‌هايتان را خوب باز مي‌‌‌‌كرديد. براي اين كار مواجب خوبي مي‌‌‌گيريد. پس پنج تا ديگر كم مي‌‌كنيم. در دهم ژانويه 10 روبل از من گرفتيد... « يوليا واسيلي ‌‌‌‌‌‌اِونا» نجواكنان گفت: من نگرفتم. -     امّا من يادداشت كرده‌‌‌ام . -    خيلي خوب شما، شايد … -    از چهل ويك بيست و هفت تا برداريم، چهارده تا باقي مي‌‌‌ماند. چشم‌‌‌هايش پر از اشك شده بود و بيني ظريف و زيبايش از عرق مي‌‌‌درخشيد. طفلك بيچاره ! -         من فقط مقدار كمي گرفتم . در حالي كه صدايش مي‌‌‌لرزيد ادامه داد: من تنها سه روبل از همسرتان پول گرفتم . . . ! نه بيشتر. -          ديدي حالا چطور شد؟ من اصلاً آن را از قلم انداخته بودم. سه تا از چهارده تا به كنار، مي‌‌‌كنه به عبارتي يازده تا، اين هم پول شما سه‌‌‌تا، سه‌‌‌تا، سه‌‌‌تا . . . يكي و يكي.. -         يازده روبل به او دادم با انگشتان لرزان آنرا گرفت و توي جيبش ريخت . -         به آهستگي گفت: متشكّرم! -         جا خوردم، در حالي كه سخت عصباني شده بودم شروع كردم به قدم زدن در طول و عرض اتاق. -         پرسيدم: چرا گفتي متشكرم؟ -          به خاطر پول. -         يعني تو متوجه نشدي دارم سرت كلاه مي‌‌گذارم؟ دارم پولت را مي‌‌‌خورم؟ تنها چيزي مي‌‌‌تواني بگويي اين است كه متشكّرم؟ -   در جاهاي ديگر همين مقدار هم ندادند. -   آن‌‌ها به شما چيزي ندادند! خيلي خوب، تعجب هم ندارد. من داشتم به شما حقه مي‌‌زدم، يك حقه‌‌‌ي كثيف حالا من به شما هشتاد روبل مي‌‌‌‌دهم. همشان اين جا توي پاكت براي شما مرتب چيده شده. ممكن است كسي اين قدر نادان باشد؟ چرا اعتراض نكرديد؟ چرا صدايتان در نيامد؟ ممكن است كسي توي دنيا اين قدر ضعيف باشد؟ لبخند تلخي به من زد كه يعني بله، ممكن است. بخاطر بازي بي‌‌رحمانه‌‌‌اي كه با او كردم عذر خواستم و هشتاد روبلي را كه برايش خيلي غيرمنتظره بود پرداختم. براي بار دوّم چند مرتبه مثل هميشه با ترس، گفت: متشكرم! پس از رفتنش مبهوت ماندم و با خود فكر كردم در چنين دنيايي چقدر راحت مي‌‌شود زورگو بود

درود بر شما ودرود بر اوارشك هميشه جاويدان. منتظر مطالب ونظرات شما هستيم.

يادم باشد............

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد.

 نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد و خطی ننویسم که آزار دهد کسی را.

 یادم باشد روز و روزگار خوش است و تنها دل ما دل نیست.

 یادم باشد سنگ خیلی تنهاست...

 یادم باشد زندگی را دوست دارم.

 یادم باشد هرگاه ارزش زندگی یادم رفت

 در چشمان حیوانی بی زبان که به سوی قربانگاه میرود

 زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم.

 یادم باشد میتوان با گوش سپردن به

 آواز شبانه ی دوره گردی که از سازش

 عشق میبارد به اسرار عشق پی برد

 و زنده شد.

 یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا

 تنها نمانم.

 یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم.

یادم باشد...

یادم باشد.

يادم باشد اوارشك را ومردمانش را و صفا يش را و سر كاريزش را و پاس بدارم اوارشك را آنگونه كه شايسته ي آن است.

درود بر شما ودرود بر اوارشك عزيز. منتظر مطالب ونظرات شما هستيم

 

 

جملات سحر آميز

از آهسته راه رفتن نترسيد از بي حركت ايستاده بترسيد.

محبت تنها جوشكاري است كه قلب شكسته را رايگان جوش مي دهد.

تجربه ، معلم بي رحمي است اول امتحان مي گيرد و بعد درس مي دهد.

بهترين سواران به بدترين صورت زمين مي خورند.

سقوط سخت تر از صعود است در صورتي كه : صعود سخت تر از سقوط است.

زندگي نواري است خالي كه به مرور زمان پر مي شود با   اين تفاوت كه تكرار و برگشت آن ممكن نيست.

اشك گوهري است كه وقتي فرو مي ريزد ارزش پيدا مي كند.

تصميم همانند ماهي است گرفتنش دشوار و نگه داشتنش بسي دشوارتر است.

باران نباش : تا با التماس به پنجره بكوبي كه نگاهت كنند.  ابر باش : كه با التماس نگاهت كنند تا بباري ...... .

درود بر شما ودرود بر اوارشك هميشه جاويدان. منتظر نظرات و مطالب شما هستيم.